از افشاگری علیه دیگران تا ابهام در مناسبات شخصی

انتشار اسناد و تصاویر منتسب به گفتوگوهای وحید اشتری با مدیر روابط عمومی هلدینگ خلیج فارس، در حاشیه مناظره او با حسین قربانزاده پرسشهایی درباره ماهیت این ارتباطات و نسبت آن با ادعاهای مطرحشده از سوی اشتری به وجود آورده است.
البته اصالت اسناد و جزئیات ارتباطات مطرحشده باید بهطور مستقل روشن شود؛ اما همین ماجرا یک سوال مهم را مطرح می کند که آیا کسی که دیگران را به پاسخگویی درباره مناسبات و سبک زندگیشان فرامیخواند، خود نیز حاضر است درباره ارتباطات و رفتارش توضیح بدهد؟
سیسمونیگیت؛ سکویی برای شهرت یا معیاری برای مطالبهگری؟
وحید اشتری با طرح ماجرای موسوم به «سیسمونیگیت» در سال ۱۴۰۱، به یکی از چهرههای خبرساز فضای سیاسی و رسانهای تبدیل شد.
او در آن مقطع، با برجستهکردن تناقض میان شعارهای حمایت از تولید ملی و سبک زندگی منتسب به خانواده محمدباقر قالیباف، توجه افکار عمومی را به مسئلهای مهم جلب کرد؛ فاصله میان ادعا و عمل.
اما درست همین معیار است که امروز باید درباره خود او نیز به کار گرفته شود. اگر مطالبهگری درباره رفتار دیگران حق عمومی است، پاسخگویی درباره رفتار خود نیز بخشی جداییناپذیر از همان حق است؛ نه میتوان برای دیگران خطکش گذاشت و نه هنگام رسیدن نوبت خود، پرسشها را بیاهمیت جلوه داد.
رطبخورده، منع رطب میکند؟
مسئله، اعتبار ادعای مبارزه با فساد و تبعیض است. کسی که خود را صدای مستضعفان و نماینده مطالبات اقشار ضعیف و متوسط جامعه معرفی میکند، باید بیش از دیگران مراقب شفافیت رفتارش باشد.
اگر ارتباطات مطرحشده حرفهای و متعارف بوده، توضیح روشن و مستند میتواند ابهامها را برطرف کند؛ اما اگر پای امتیازخواهی یا منفعت شخصی در میان بوده باشد، افکار عمومی انتظار پاسخ دارند.
«رطبخورده، منع رطب کی کند؟ این ضربالمثل دقیقا یادآور این موضوع است که اعتبار اخلاقی منتقد، با معیارهایی سنجیده میشود که حاضر است درباره خودش هم بپذیرد.
در نهایت، نباید صرف انتشار یک سند را حکم قطعی درباره افراد دانست و نه میتوان با تکیه بر سابقه افشاگری، ابهامات را نادیده گرفت. اشتری و هر چهرهای که با تکیه بر شعار عدالتخواهی و دفاع از محرومان به میدان رسانه میآیند، باید بدانند اعتماد عمومی سرمایهای نیست که یکبار به دست بیاید و برای همیشه تضمین شود.
اگر قرار است از مناسبات پشتپرده، رانت و تعارض منافع پرده برداشته شود، این مطالبه باید بیاستثنا باشد؛ وگرنه عدالتخواهی به نمایشی دوگانه تبدیل میشود که در آن، دیگران باید پاسخ بدهند اما مدعیان پرسشگری خود را از پاسخگویی معاف میدانند.








